لينک هاي ويژه
سلام جمعه اي همراه محمد طه و كوثر رفته بوديم همايش شيرخوارگان حسيني كه مصلاي تهران برگزار كرده بود عکسای مربوط به مراسم رو ایشالا در اولین فرصت به بابایی میگم که براتون بزاره جای همتون خالی خیلی خوش گذشت التماس دعا

 

 

[ یکشنبه نوزدهم آبان 1392 ] [ 9:49 ] [ وروجک ]
تولدم مبارک!

سلام به همه دوستای خوبم...

شاید یادتون باشه که یکسال پیش تو چنین روزهایی من به دنیا اومدم... هم تو دنیای واقعی و هم تو دنیای مجازی...

از همتون که تو این یکسال گذشته باهام بودین و از طریق ایمیل و کامنت برام پیغام میذاشتین خیلی ممنونم.

هفته پیش بابا و مامان یه جشن کوچولو برا تولدم گرفتند. دستشون درد نکنه..

با اینکه خیلی جا نداشتیم اما استقبال از این جشن کوچولو خیلی خوب بود... بطوری که بابا و مامان به خاطر کمبود جا ایستاده بودن!

یاسین، پسرعمه  به همراه عمه جون و عزیز جون، برای تزئین و آماده کردن پذیرایی از شب قبلش اومده بودن. محمد طاها و کوثر هم بودن.. اما مبینا به خاطر ضربه ای که به دستش خورده بود، نتونسته بود بیاد و به جاش، ریحانه خانوم اومده بود.

خاله آمنه و آقای ملک زاده، امیر و کبری، آقا مجتبی و صدیقه خانوم، مجتبی و مرتضی هم  بودن. مریم خانوم و آقا محسن هم که تازه  هفته قبلش عروسی کرده بودن اومدن، اما با 3 ساعت تاخیر!!!

طرح کیک ما، تو آلبوم کیک هیچ شیرینی فروشی نبود و بابا و مامان از تو اینترنت گرفته بودن . وقتی از کیک تو جشن رونمایی کردیم ، قیافه مهمونا واقعا دیدنی بود!! چون از اون طرح تعجب کرده بودن و می خندیدن...

از حواشی جشن ما هم اینکه تقریبا وسط های جشن تولد بود که بابا و مرتضی و امیر و مجتبی با برف شادی به جون هم افتادن و روی سر و صورت و ... هم میپاشیدن!!!

امیر که کلا موهاش سفید شده بود، مرتضی و مجتبی هم صورت و سرشون... بابام هم یه تاج سرخ پوستی داشت!!! مثلا جشن تولد ما بچه ها بود، اونا داشتن شادی میکردن!!!

بگذریم...

خوب! حالا چند تا عکس از تولد براتون میذارم... ایشالا تو جشن تولدشون جبران کنم!!


برچسب‌ها: جشن تولد, تولد, نازنین, نازنین فاطمه
[ پنجشنبه دوم آبان 1392 ] [ 7:10 ] [ وروجک ]

سلام به همگی

قبل از هر چیز ازتون عذرخواهی کنم  بخاطر غیبتم... چند وقتی بود که به خاطر مشغله زیاد نتونستم وبلاگمو آپ کنم..!!

از همتون هم متشکرم که برام کامنت گذاشتین و به یادم بودین...

بالاخره بابایی و مامانی تصمیم گرفتن از خرداد منو بزارن مهد(بقول خودشون مدرسه!!).. چون مامانی مرخصیش تموم شده بود و باید میرفت سر کار..

اسم مهد من روزهای شیرینه... من تو مهد ته تاقاری ام  و از همه کوچیکتر... به خاطر همینم خیلی هوامو دارن.. همه مربیام و هم بقیه دوستا... از همشون بخصوص خاله مونا مربی خوبم هم متشکرم.

هفته پیش باهم رفتیم زیارت امام رضا مشهد. البته قبلا هم رفته بودم وقتی 2 ماهم بود.. اون موقع زیاد حالیم نبود، اما الان خیلی حالیمه و از زیارت لذت بردم!!

خوب الانم که ماه رمضون اومده.. من خیلی دوس دارم که روزه بگیرم. اما چون بطور متوسط  ساعتی یه بار  گشنم میشه!! به خاطر همین امساله رو روزه نگرفتم تا سال دیگه ببینیم چی میشه..

خوب اینم چند تا عکس جدید..

نوزاد، کودک، نازنین فاطمه

نوزاد، کودک، نازنین فاطمه

نوزاد، کودک، نازنین فاطمه

نوزاد، کودک، نازنین فاطمه

دوستتون دارم..

نظر یادتون نره

 


برچسب‌ها: نازنین فاطمه حاجی زاده, کودک, نوزاد, نازنین, نازنین فاطمه
[ شنبه بیست و نهم تیر 1392 ] [ 5:53 ] [ وروجک ]
یکی از قشنگترین چیزهایی که منو شدیدا شارژ میکنه دیدن گله.. یعنی گل که میبینم دوس دارم بخورمش!!

چند وقت پیش با بابایی و مامانی (به قول بچه ننه های حالا، مامی و پاپی!) رفتیم پارک ملت..

همیشه اوایل بهار تو پارک ملت غوغاییه..

انواع و اقسام گلهای لاله تو قسمتهای مختلف پارک گل میدن.. چه گلی!!

از دیدن رنگهای فوق العادش پستونک به دهن میمونی! رنگهایی که شاید تو ال ای دی فول اچ دی خونتون هم با این قشنگی نبینی!!

اگه تهرانی که پاشو با  پاپی و مامیت! یه سر به پارک ملت بزن...

اگه هم که تهران نیستی من زحمت کشیدم به جای شما رفتم و دیدم! چه کنم دیگه .. همش به خاطر شما بودا!!!

عکس ها رو میذارم تو وبلاگ تا شما هم ببینین..

ببخشید که بابام کادربندیش تو عکاسی ضعیفه! همه رو کج و کوله انداخته!!


برچسب‌ها: نازنین فاطمه حاجی زاده, کودک, نوزاد, نازنین, نازنین فاطمه
[ دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392 ] [ 19:14 ] [ وروجک ]

معرفی یه کتاب خوب...

سلام به همه دوستای خوبم..

سلام ویژه به عمو مجید افراشته(وبلاگ برگ زیتون) که تازگی ازدواج کرده و برام کامنت گذاشته

از همینجا بهشون تبریک میگم و آرزوی بهترینها رو برای هردوتاشون دارم..

الان میخوام یه کتاب خوبو که هوش ما بچه ها رو تقویت میکنه بهتون پیشنهاد بدم.. اسم کتاب "همه کودکان باهوشند اگر.." هستش که نویسندش خارجیه دکتر میریام استاپرد مترجمینش هم دکتر سهراب سوری و امیر صادقی بابلان هستن..

درسته که نویسندش خارجیه اما نکات خیلی کاربردی و خوبی راجبه تقویت هوش بچه ها گفته.. به نظرم میرسه برای هر بابا مامانی واجبه که بخونندش..

دوس داشتم این کتابو براتون معرفی کنم.. قبلش وژدان درد داشتم.. حالا دیگه راحت شدم!

بگذریم...

شمال که بودیم رفتیم یه آتلیه سنتی.. به قول بابام یه ذره گرون بود اما ما از فرصت استفاده کردیم و غیر از عکسایی که خود عکاسه گرفت، با موبایل بابام کلی عکس جورواجور گرفتیم.. چندتاشو الان آپ میکنم ..

فقط نظر یادتون نره ها...

نازنین فاطمه حاجی زاده، کودک، نوزاد، نازنین، نازنین فاطمه، لباس محلی

نازنین فاطمه حاجی زاده، کودک، نوزاد، نازنین، نازنین فاطمه، لباس محلی


اینم اون عکسا


برچسب‌ها: نازنین فاطمه حاجی زاده, کودک, نوزاد, نازنین, نازنین فاطمه
[ پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1392 ] [ 17:21 ] [ وروجک ]

عیدتون مبارک...

سلام به همه فک و فامیلا و دوستای وبلاگی و ... که تو این چند وقتی که غیبت داشتم یادی از ما کردن..

سال نو رو به همتون تبریک میگم.

امیدوارم که سال جدید براتون پر از موفقیت باشه..

خیلی وقته که نیستم.. یه مقدارش تنبلی این بابا و مامانمه که پستامو آپ نمیکنن.. بقیشم تقصیر خودشونه و من بی تقصیرم!

تو این یه ماه چند تا اتفاق خوب افتاد.

اولیشم این بود که تو تعطیلات عید مفصل به همه سر زدیم.. بابا و مامانم کلا کارو تعطیل کردن و همه با هم رفتیم شمال...

این دفعه دو تا عکس از دو تا از مادربزرگای بابامو میذارم که منو خیلی دوس دارن..

ما به بزرگترامون خیلی احترام میذاریم منم دارم اینو از بابا مامانم اینا یاد میگیرم..

حتما نظراتتونو برام بذارین...

[ یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1392 ] [ 0:42 ] [ وروجک ]
کوهنوردی و راهپیمایی و دیگر هیچ...!


سلام به همه دوستای خوبم

ممنون که بهم سر میزنین...

الان 4 ماهگی رو رد کردم و علاوه بر داد و فریاد کردن! میتونم غلط بزنم..

بچه همسایه بالایی مون منو دوس داره و هر از چندگاهی میاد منو ببینه.. اما من حوصلشو ندارم!

بعضی وقتا برای اینکه حالشو بگیرم 12 شب داد میزنم تا چرتشون پاره بشه!!

چه کنیم دیگه..

جمعه با بابا و مامانم اینا رفتیم کلکچال. قرار بود محمدطه و بابا مامانش اینا هم بیان که یهو ما رو پیچوندن!

یاسین و عمه اینا هم مهمون داشتن و نیومدن. .. !

خلاصه، سه نفری رفتیم و خیلی خوش گذشت. جای شما خالی.

هوا خیلی خوب بود و هنوز برفها اب نشده بودن. اونجا با یه دختر مصری هم آشنا شدم.. هی میگفت احبک، احبک!

22 بهمن هم رفتیم راهپیمایی یا به عبارت دیگه پیاده روی خانوادگی!

اینم دو تا عکس جدید..

دوستون دارم

خداحافظ.


برچسب‌ها: نازنین فاطمه, نوزاد, عکس نوزاد, کودک, راهپیمایی
[ یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391 ] [ 17:39 ] [ وروجک ]
سلام به همه دوستای خوبم

تو پست قبلی نوشته بودم که سرما خوردم.

خیلی از شما لطف کردین و با کامنت های قشنگتون خوشحالم کردین..

مطمئنم که اگه دعای شما نبود، اینقدر راحت خوب نمیشدم. از همتون ممنونم..

بچه ها، این خیلی خوبه که اگه کسی مریض میشه یا مشکلی براش بوجود میاد بقیه به فکرش باشن و سراغشو بگیرن. این به آدم امیدواری میده که حضورش برای یه کسایی مهمه..

بازم از همتون ممنونم. اینکه الان خوب شدم باعث نشه که برام دعا نکنینا؟!! حتما برام دعا کنین و منم براتون دعا میکنم..

اینم یه عکس جدید. مسی رو که میشناسین.. بهترین بازیکن جهانه ..

اینم خوشحالی مسی بعد از زدن گل...!!!

ما اینیم دیگه!



برچسب‌ها: نازنین فاطمه, نوزاد, عکس نوزاد, کودک, مهربانی
[ یکشنبه پانزدهم بهمن 1391 ] [ 23:17 ] [ وروجک ]
بازم سلام

خوبین بچه ها؟

الان هوا خیلی سرد شده و خیلی مواظب باشین که مثل من سرما نخورین.!!

هفته پیش رفته بودیم شمال و یک هفته هم اونجا موندیم.. جاتون خالی! خیلی خوش گذشت.. که عکس هاشو دفعه بعد میذارم...

این دفعه چندتا عکس متحرک(گیف) میذارم.. امیدوارم که خوشتون بیاد..

برام دعا کنین که زود خوب شم.. صدام شدیدا گرفته ..

دیگه برم استراحت کنم..




برچسب‌ها: نازنین فاطمه, نوزاد, نازنین, مسافرت, شمال
[ سه شنبه سوم بهمن 1391 ] [ 1:10 ] [ وروجک ]
سلام به دوستای گلم

من شونزدهم دی رفتم تو 3 ماهگی..

چقد این عمر زود میگذره!

بگذریم..

الان هم گردن گرفتم، هم به اندازه کافی میتونم داد و بیداد راه بندازم.. هم میخندم .. هم بقیه کارامم خودم میتونم انجام بدم..

وقتی بابام از سر کار میاد خونه، باهم حرف میزنیم و میخندیم تا خستگیش در بره..

اون فکر میکنه من حرفاشو میفهمم.. بنده خدا با چه انگیزه ای باهام صحبت میکنه!

خیالم راحته نه اون چیزی از حرفای منو میفهمه، نه من چیزی از حرفای اون!!

خب بریم سراغ عکسهای جدید..

نظراتونو برام بذارین.. خوشحال میشم..

شب همتون خوش

نازنین فاطمه حاجی زاده، کودک، نوزاد، نازنین، نازنین فاطمهنازنین فاطمه حاجی زاده، کودک، نوزاد، نازنین، نازنین فاطمهنازنین فاطمه حاجی زاده، کودک، نوزاد، نازنین، نازنین فاطمهنازنین فاطمه حاجی زاده، کودک، نوزاد، نازنین، نازنین فاطمه



برچسب‌ها: نازنین فاطمه, نوزاد, عکس نوزاد, کودک, بچه
[ سه شنبه نوزدهم دی 1391 ] [ 23:58 ] [ وروجک ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

سلام
من نازنین فاطمه ام.. 16 مهر ماه سال 1391 تو تهران به دنیا اومدم..
این وبلاگ جاییه برای ارتباط من با بقیه بچه هایی که اینجا تو فضای مجازی هستن..
اگه بهم سر بزنین خوشحال میشم و حتما بهتون سر میزنم..
از خدای خوب و مهربون میخام که همتون پیش بابا و مامانتون سالم و سلامت باشین..
امکانات وب

Online User

نیت کنید و اشاره فرمایید

فال امروز



IranSkin go Up